بایگانیِ آوریل, 2008

Chinese Deaf Dance Team

آوریل 17, 2008

تمام رقصنده ها کرولال هستند. مدت ها بود که لینکش در میل باکسم خاک می خورد. گفتم به جای فوروارد کردن، اینجا بگذارمش.

بچه مردم

آوریل 9, 2008

گاهی وقت ها چیزی می بینی، هر چیزی، که قابلیت بهتر شدن زیادی دارد به نظرت. حالا به تو هم مربوط نمی شود و سود و ضررش مال کس دیگری است، ولی کرم این می افتد به جانت که آستین بالا بزنی و بهترش کنی.
از وقتی که یادم می آید، این حس را در مورد زندگی داشته ام… در مورد همه چیز زندگی.

پ.ن.:منظورم اینه که هر کاری که کردم، یه جوری حس بزرگ کردن بچه مردم رو داشته برام.

عدالت ایتالیایی

آوریل 6, 2008

سال اول این طرف آب بودنم همسایه/هم کلاس/ نسبتا رفیقی داشتم به اسم آگوستینو که ایتالیایی بود. به جرات می توانم بگویم که خرخوان ترین و ماشینی ترین آدمی بود که به عمرم دیده ام. دکترایش را یک بار در هلند رفته بود تا یک سال مانده به آخرش و وقتی که فرصت آمریکا آمدن برایش جور شده بود، زده بود زیر آن سال هایی که درس خوانده بود و همه چیز را از اول می خواست که شروع کند.

مهم ترین چالشی که این آدم برایم ایجاد کرد، یک عقیده خاصش بود. تمام رفتارها و فکرهای دیگرش با مقدمه ای که گفتم حدس می زنید که قابل پیش بینی بودند. ولی یک بار گفت که به شدت طرفدار مافیا است، چون که مافیای ایتالیا از ثروتمند ها می دزدد و به فقرا می دهد. این که می گویم حرف یک آدم با مدرک تقریبا دکترا، ۲۸-۹ ساله و متاهل است که تمام اروپا و خیلی جاهای دیگر دنیا را دیده بود. همیشه بحث عدالت که می شود، آدم های بیشتری رفتار و افکار احمقانه نشان می دهند.

حالا چرا این داستان را گفتم؟ کمی اخبار روز را بخوانید.

آدم صفر و یکی ای که من باشم

آوریل 6, 2008

یک مشکل اخلاقی ام را هیچ وقت نتوانسته ام که حل کنم. شاید هم مشکل نباشد، فقط خصوصیتی باشد نه خوب و نه بد. آن هم این است که در برخورد اول اگر از کسی بدم بیاید، دیگر زمین و آسمان را هم که به بدوزند، حس من در مورد آن آدم عوض نمی شود. البته اغلب این حس درست درآمده و در نتیجه ناخودآگاه تشویق شده است. ولی اعتراف می کنم بوده اند مواردی هم که بعد از ماه ها سر و کار داشتن با آن آدم آهسته آهسته از او خوشم بیاید. ولی تعداد این موارد در برابر مواردی که بعدها فهمیده ام درست فکر می کرده ام بسیار اندک هستند.

دو ماه از امروز

آوریل 2, 2008

اینچایی که هستم برای دکترا گرفتن سه مرحله گزینشی دارند. مرحله اول امتحان سنجش سواد دوران لیسانس است (کوال) . مرحله دوم باید برای کمیته ۵ نفره ای (که یکی از آنها استاد خودت است) موضوع تزت را تشریح کنی و نشان بدهی که جای کار دارد. مرحله آخر هم که همان دفاع تز است. یک ساعت قبل به ۴ نفر از استادها ای میل زدم برای تعیین تاریخ امتحان دوم، برای دو ماه از امروز. اگر همه چیز به خوبی و خوشی تمام شد، یک سال بعد از آن می توانم دفاع کنم و خلاص.