سال اول این طرف آب بودنم همسایه/هم کلاس/ نسبتا رفیقی داشتم به اسم آگوستینو که ایتالیایی بود. به جرات می توانم بگویم که خرخوان ترین و ماشینی ترین آدمی بود که به عمرم دیده ام. دکترایش را یک بار در هلند رفته بود تا یک سال مانده به آخرش و وقتی که فرصت آمریکا آمدن برایش جور شده بود، زده بود زیر آن سال هایی که درس خوانده بود و همه چیز را از اول می خواست که شروع کند.
مهم ترین چالشی که این آدم برایم ایجاد کرد، یک عقیده خاصش بود. تمام رفتارها و فکرهای دیگرش با مقدمه ای که گفتم حدس می زنید که قابل پیش بینی بودند. ولی یک بار گفت که به شدت طرفدار مافیا است، چون که مافیای ایتالیا از ثروتمند ها می دزدد و به فقرا می دهد. این که می گویم حرف یک آدم با مدرک تقریبا دکترا، ۲۸-۹ ساله و متاهل است که تمام اروپا و خیلی جاهای دیگر دنیا را دیده بود. همیشه بحث عدالت که می شود، آدم های بیشتری رفتار و افکار احمقانه نشان می دهند.
حالا چرا این داستان را گفتم؟ کمی اخبار روز را بخوانید.