پرتاب نوزاد از بلندی – دکتر جکیل وحشی تر است یا مستر هاید؟

By alivakili

اخبار یکی از کانال ها مراسم پرتاب نوزادان از ارتفاع در هند را نشان می داد (ویدیوی مربوطه در انتهای پست). گروهی از مسلمان های هند عقیده دارند که این کار باعث قوی تر بودن کودک می شود که بچه را از ارتفاع ۱۶-۱‍۷ متری رها کنند و آن پایین در یک پارچه بگیرندش. در جامعه ای مثل آمریکا که نگاه چپ به بچه ممنوع است ( فقط سو استفاده ج-ن-س-ی منظورم نیست. فی المثل تا نمی دانم چند سالگی اگر بچه را صندلی جلوی ماشین بنشانی، جریمه درخوری نصیبت می شود)، دیدن این صحنه باعث شوک مجری های اخبار شده بود. البته دیدنش حتی برای من ایرانی هم راحت نبود. بعد از نشان دادن صحنه ها و چندین بار تاکید بر مسلمان بودن هندی ها، یک محقق (اسمش یادم رفت – می خواستم گوگلش کنم) را آوردند. طرف آدم خیلی معقولی می زد و از تفاوت فرهنگ ها گفت و این که نباید اختلاف فرهنگی باعث شود که دیگران را قضاوت کنیم. بعد ادامه داد که بعضی سنت های جامعه ما هم برای آنها ممکن است تنفر انگیز باشند (دیسگاستینگ). این را که گفت، مجری مثال خواست. طرف هم گفت که مثلا ختنه کردن ما می تواند برای آنها متقابلا کریه باشد (به نظرم کاملا حساب کرد که مجری نمی داند که مسلمان ها ختنه هم می کنند، که نمی دانست – حالا شاید هم این وسط من هستم که نمی دانم و شاید مسلمان های هند ختنه نمی کنند. نمی دانم). به هر صورت. مجری در مقابل پرسید که آیا مثال دیگری هم هست از رفتاری در سنت آمریکا که برای بقیه فرهنگ ها وحشیانه به نظر برسد؟ طرفی که مصاحبه می شد گفت که یادش نمی آید. ولی چندین سال قبل ۲ نفر از قبایل بدوی را به ونکوور می آورند و آن دو نفر از دیدن دو چیز خیلی منزجر شده بودند: ۱)‌ بی خانمان ها در خیابان ۲) از دیدن دامداری و اینکه ما حیوانی را پرورش می دهیم برای خوردن- ظاهرا از دیدشان شکار ایرادی نداشت، ولی حیوانی که بزرگ می کردند برایشان مثل خانواده شان می شد.

 

 

2 پاسخ to “پرتاب نوزاد از بلندی – دکتر جکیل وحشی تر است یا مستر هاید؟”

  1. maninuk می گوید:

    che vahshatnake

  2. JaSa می گوید:

    این را تلویزیون ایران هم نشان داد. اختلاف فرهنگی موضوع عجیبی نیست ولی باعث می شود تا حوادث عجیب به نظر برسند. مثلا جشن گوجه فرنگی و گاوبازی خیابانی در اسپانیا برای من غیر قابل قبول و غیر انسانی به نظر می رسد. خرافات در همه جا وجود دارد و گاهی متضمن منافع بسیار بوده و چیزی است که آن را ایجاد می کنند. مسلمان، مسیحی، یهودی و بی دین هم نمی شناسد. انسان می فهمد که نیاز به چیزی دارد. اما وقتی اطلاعات، اختیارات و یا قدرت عقلانی کافی برای شناخت دقیق آن چیز را نداشته باشد، به دیگران اجازه می دهد تا به جای او تصمیم بگیرند و آن چیز را برایش ترسیم کنند و دیگران هم در این ترسیم همیشه اول منافع خودشان را در نظر می گیرند. در این تقابل بین حقیقت و منافع دیگران است که خرافات به وجود می آید. حال هیچ ربطی ندارد که آن انسان فاقد یا فقیر از نظر پارامترهای مذکور (اطلاعات، اختیارات، عقلانیت و … ) چه دینی را از اجدادش به عاریت برده باشد. به هر حال تکیه کردن بر مسلمان بودن این افراد از سوی آن رسانه جای تعجب ندارد.

يك پاسخ برايش بگذاريد