آقا من اومدم با افتخار بگم که بنده سیگار ترک کردم، البته با دوپینگ آدامس نیکوتین. از مابقی جزییاتش هم نپرسید! البته اگه دست کسی ببینم، و مهمونی یا آخر هفته باشه می کشم، ولی خودم مدتی است که سیگار ندارم. به اصطلاح «مفت کش» شدیم. (با غلظت خونده بشه!) حالا مسابقه بی جایزه واسه اوناییه که با دقت بیشتری بگن من بسته بعدیمو کی می خرم.
علت این پست هم این بود که دیدم دوستان کلا من براشون تبدیل به نماد سیگار شدم، گفتم یه کم عرض اندامی کرده باشم.
مارس 18, 2009 در t 4:09 ق.ظ
من یک دوست دارم که سیگار با سیگار روشن می کنه. در زمان آموزش رزم مقدماتی چون کشیدن سیگار به مدت 45 روز تقریبا محال بود، از همین آدامس ها استفاده می کرد. هر سری که می رفت مرخصی چند ورق می خرید. فکر کنم در زمان بیداری هر دو-سه ساعت یکی را مصرف می کرد.
مارس 22, 2009 در t 12:10 ب.ظ
آخرین باری که ترک کردی کی بود؟
مارس 25, 2009 در t 5:40 ق.ظ
چه جالب منم از عید به اینور نکشیدم الآنم بد جوری تو خماریم ولی خیلی تصمیمم جدیه دیگه به این راحتیا طرفش نمی رم
مارس 29, 2009 در t 4:59 ق.ظ
تبریک!
می 11, 2009 در t 10:04 ق.ظ
23 خرداد
آگوست 17, 2009 در t 2:30 ب.ظ
بگو آخرین پاکتی که خریدی کی بود و احتمالا آخرین باری که ترک کردی چه قدر طول کشید تا بگم پاکت بعدی رو کی می خری!
نوامبر 29, 2009 در t 6:19 ق.ظ
آره،من که از سال ِ 1384 یا 1385 تا حالا تو وبلاگت نیومدم،یادمه که سیگاری بودی و یکمی حالتای یه جوری ای داشتی…بت تبریک می گم که سیگار رو ترک کردی
یه سوال دارم:مثلا فرض کن الان سرِ ِ کلاس ِ فیزیک 1 نشستی تو دانشگاهی که الان داری دکترا می خونی…فرق این کلاس رو با کلاسی که توی شریف رفتی و کلاسی که یک دانشجو توی چمران می ره رو بم بگو….
نوامبر 29, 2009 در t 6:27 ق.ظ
می گم بهت یه چیزی می گم..اما نخندی
داشتم تو آرشیو ِ وبلاگ ِ قدیمت به این فکر می کردم که من چه پستی از تو رو خوندم…وقتی داشتم نگاه می کردم دیدم نوشته بودی “ویکتو خارا” .رفتم توش و همه چی یادم اومد..در کل شما رو یه ادم لاغر ِ سیگاری که داره توی کوچه ی خلوت ِ تاریک ،آهنگ گوش می ده و همش تو فکره تجسم می کردم
ببخشید که اینجوری گفتم…