About

وبلاگ اولم اسمش گیلگمش بود، روی پرشین بلاگ. سرویس بلاگفا به نظرم جالبتر آمد، این بود که رفتم آن طرف. یک پدر صلواتی ای آدرس گیلگمش را گرفته بود. این بود که اسم وبلاگ شد «مثل همیشه». حالا هم به نظرم سرویس ورد پرس جالبتر آمده و آمده ام این طرف. و از زور آزاد نبودن آدرس گیل گمش، گیل گمش اوروکی را انتخاب کردم (گیل گمش پادشاه اوروک بوده است).

مسئله دوم انتخاب بین زبان رسمی و زبان محاوره ای بود. به دلیل عقیده ای که در مورد رواج ساده نویسی و پرهیز از دو پهلو گویی در فارسی دارم (که پر است از این موارد)، همیشه سعی می کردم که به زبان گفتار بنویسم. آزمایش جدید در این وبلاگ ساده نویسی در زبان رسمی نوشتاری است. از هر گونه بازخوردی (فیدبک) در این مورد استقبال می کنم.

اما دلیل این عشق سوزان به انتخاب اسم گیلگمش هم برمی گردد به این که از نظر من عمیق ترین داستان و نزدیک ترین شان به طبیعت انسان در میان اساطیر پیدا می شوند. داستان های دوران مدرن  (که بهتر از نمونه های قبل و بعدشان هستند)، در عین اینکه بناهایی با معماری به غایت زیبا هستند، ولی اغلب برای سکونت ساخته نشده اند. بیشتز بناهایی به کاربری تجاری هستند. اساطیر در عمق و پوست بشر (به معنای حیوانی ای که دارد) می روند و ژرفترین دلخواسته های ما را می کاوند. و از میان تمام قصه های اساطیری که خوانده ام، هیچ کدام را به قدرت گیلگمش پیدا نکردم.

این حرافی می تواند ادامه پیدا کند. ولی ترجیح می دهم به جای آن (فعلا) رجوعتان بدهم به خود داستان. وقتی بخوانیدش شاید به حرف من برسید.

يك پاسخ برايش بگذاريد